چیزی خارج از این حوالی- بدون فاز

؟بنویسه بزرگ حروف با صفحه صد از بیشتر می نویسه رمان یکی وقتی لازمه یا بکشه هم رو بدنش حتما می کشه رو یکی صورت که موقعی می کنه نقاشی یکی وقتی لازمه ؟بکشه طول ساعت یک از بیشتر فیلمش،می سازه فیلم یکی وقتی لازمه ؟زده ابتکار یک به دست بکنه مشغول خودش به رو تو بیشتری زمان مدت اینکه برای فقط هنرمند یک که بفهمی وقتی نمی خوره بهم حالت

/ 20 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لازم نيست

حالت بهم نمی خوره وقتی می بینی نوید برای اینکه بیهوده بودن همه ی اینهایی که اشاره کرده را به تو القا کنه این جوری پست بذاره؟! مثل کارگردانی که می خواد روزمرگی رو به تصویر بکشه و فیلمو کشدار و کسل کننده می سازه. نه ! لازم نیست.اما حال به هم زن هم نیست. همه اینهایی که گفتی و حتی روشی که به کار بردی می تونه خلاقیت ناب تلقی بشه . می دونی نوید ! برج پیزا حاصل یک اشتباه نیست.و معمارش مثل تو مثل همون نویسنده مثل همون فیلم ساز دنبال چیزی فراتر از سر تکان دادن بیننده از روی تحسن بوده.پیزا حاصل تضاده.حاصل ککج شدنی مغرضانه که با اشتباه اشتباه گرفته شده !

مجتبي

هه! من تازه تونشتم بعد از 3 بار امتحان كردن، بفهمم كه برعكس نوشتي! خوب با توجه به نوشته هاي تو كه داره پيچيده ميشه نبايد بهم بخندي! در جواب سوالات، اگه مطمءن باشم كه قصدش همونا باشه، ناراحت ميشم!!!

مجتبي

ااا... فكر نكني كه من معتادم كه نوشتم :"تونشتم!!!"

اميرحسن

کم کم تست جيمت هم بزار ملت صفا کنند ------ ولی من اصلا حالم بهم نمی خوره - خيلی هم کيف می کنم - هر کی ميتونه ابتکار بزنه بسم الله ----- ايول! ايول!

آريوشکا

يه نگاهی به تاريخ پست قبليت بنداز پسر

محمد حسين

چرا! از اينجور نوشتنت هم حالم بيشتر بهم می خوره! البته نشان دهنده ی خلاقيت ناب است! به چسب به کارت آقای کارگردان

جوابيه صاب وبلاگ

سميرا*؛دقيقا منم همين فکر رو می کنم!معمولا اين جور کارها بعدا از طرف خود خالقش اسم اشتباه رو می گيرن. پيمان*؛می دونم چی می گی ولی من برای لذت اصالت رو به اين شکلی که می گی قائل نيستم!به اين راحتی نمی تونم بگم از چی لذت می برم. بهار*؛شکر! شهاب*؛شکر!!تو واقعا يکی از بزرگتری دلگرمی های منی!! نسيم*؛خيلی حال داد!دقيقا ثابت کردی که فقط خودم بلدم!«بدون بدن» رو برعکس نوشتی!اين مساله بيکار نشستن مخاطب توی هنر رو قبول ندارم،دقيقا به همون علت که از سبک کوبيسم خوشم نمياد... هدا*؛حالا مجبور بودی ضريب هوشيت رو به نمايش بذاری؟!آره درست می گی،احتمالا از جهات ديگه بايد خيلی قوی باشه! النديل*؛نمی دونم واقعا منظور جملاتی که ساخته بودی منظور خودت هم بود يا نه ولی...ببين!در هنر به نظرم لزومی وجود نداره که ما بخوايم روش حرف بزنيم.توی قضاوت بر هنره که لزوم داره درباره ی لزوم حرف بزنيم!گرفتی؟ fafary*،احسان* ،ل

جوابيه صاب وبلاگ

لازم نیست*؛حرفت رو می فهمم و می دونم اون سطر اول رو فهمیدی ولی بالاخره نفهمیدم لازم هست یا نیست!من فکر می کنم خلاقيته مهمه ولی اينکه در چه راستايی باشه مهمتره. مجتبی*؛هوم!خوبه! امير حسن*؛جوابم برای «لازم نيست» رو بخون آريوشکا*؛نگاه انداختم،چيزی نفهميدم s-: ايول تو هنوز اينجا ميای؟! محمد حسين*؛بيشتر؟ای نامرد!

جوابيه صاب وبلاگ

اووووخ!اون سطر اول رو ننوشتم!اينجا می گم! نمی دونم چرا احساس کردم يک سری نفهميدن اين قضيه رو که من حرفم اين بود که نظرت راجع به اينکه يک نفر از خلاقيتی برای بيشتر سرگرم کردن مخاطب استفاده کته چيه!بعد برای ملموس بودن اين حرفم خودم يک خلاقيت زدم که بيشتر وقتتون رو برای خوندن اين متن بگيرم تا قشنگ دردش رو احساس کنيد!همين.

اميرحسن

منم فکر می کنم خلاقيته مهمتره ولی اينکه در چه راستايی باشه باز مهمتره