بدون شرح

يک مبلغ مسيحی اسپانيولی که از جزيره ای بازديد می کردسه کشيش را ملاقات کرد و از آنها پرسيد:

-شما چگونه دعا می کنيد؟

يکی از آنها گفت:

ما فقط يک دعا بلديم.می گوييم:((خدايا تو سه هستی و ما سه نفر هستيم.بر ما رحمت آور))

مبلغ مذهبی گفت:

-دعای زيباييست ولی اين دقيقا آن دعايی که خداوند اجابت کند نيست.من دعای خيلی بهتری به شما می آموزم.

مرد مسيحی يک دعای کاتوليکی به آنها آموخت و سپس به راهش ادامه داد تا ديگران را هم به مذهب مسيح در آورد.سال بعد وقتی با کشتی به اسپانيا باز می گشت به ناچار دوباره از کنار آن جزيره گذشت.از عرشه کشتی آن سه نفر را ديد و به آنها دست تکان داد..

آن وقت آن سه مرد در حالی که روی آب راه می رفتندبه سوی او آمدند.و يکی از آنان گفت:

-پدر پدر!دعايی را که خداوندمی شنود،دوباره به ما بياموزيد،ما نتوانستيم آن را به خاطر بسپاريم.

مرد مذهبی که معجزه ی ايشان را ديده بود گفت:

-مهم نيست!

بعذ از خداوند طلب بخشش کرد که نفهميده بود او به همه ی زبانها سخن می گويد

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي

سواستفاده از ندانستن ديگران ،كار خيلي زشتيه كه بي جواب نمي مونه.

نوید

بابا من که نگفتم اينو خودم نوشتم(فقط بدون شرح بود)

فاخته

*کاری به چیزای دیگه ندارم! ولی اصولا خیلی ها(و متاسفانه آدمهای بزرگ) با طرز تفکری که من از این یادداشت فهمیدم، رفتن... و بر نگشتن! مواظب باش.

elnaz

خيلی باحال بود!

sineh

!!!!!!!!!!!!!

HamiD

نکته داشت؟؟؟

roohe sargardan

سلام نويد جان اره هنوز مينويسم دلم نمياد بيخيال وبلاگن بشوم مثل تو نيستم که بهانه بگيرم وقت نوشتن ندارم هاهاها ايول پس اصفهان هم ماجراهای جالبی داشته....متنت قشنگ بود...اپ کردی بهم بگو البته اگر وقت داشتی درضمن اون چيزايی که در دفترت مينويسی را اينجام بنويس بی سانسور....مواظب خودت باش

غریبه

با درود وبلاگ زيبايی داری و با نوشته هات اونو زيبا تر کردی بهت تبريک می گم اگر تمايل به تبادل لينک با من رو داری بهم اطلاع بدين

roohe sargardan

اومدم اما اپ نکرده بودی که!!!!!!!!!!!!!!!!