دوست؟!

زور بی خود نزنيد!اين دوستيهای الانتون براتون نمی مونه!يه سری رو جمع می کنيم دور خودمون و اسم اکیپ رو خودمون می ذاريم و کلی خوشيم که تنها نيستيم!هممون از خودمون تاحالا پرسيديم که دوست می خوايم چی کار!جواب هم داديم؟!آره،ولی گول هم زديم بعضی وقتها.مطمئنيم تنهايی بهتر نيست؟ميگيم تحملش سخته...امتحانش هم کرديم؟اصلا جراتش رو داريم؟بلديد به دوست به شکل کالا نگاه کنيد؟من بلد نيستم،ولی يک نفر که قبولش دارم می تونه.

می تونيد با کسی که دوستش داريد دوست شيد؟!يعنی قدم اول رو برداريد.من نمی تونم.می تونيد بفهميد کيا رو دوست داريد؟من نمی تونم.مچ می خوای بگيری همين الان برو بيرون.ميتونيد باور کنيد خيلی ضعيفيد؟من ميتونم!تا حالا پل بين مغز و دلتون رو ديديد؟من نمی تونم ببينمش.(وجود داره؟!)تا حالا احساس کرديد به چشم ابزار بهتون نگاه می شه؟من کردم(همه رو نمی گما)شده احساس کنی لياقت دوستی کسی رو نداری؟من احساس می کنم!

I've never learned to touch my heart! qp

دارم خيلی ها رو می رنجونم.اين از همه بدتره.می ترسم من رو واسه خودم دوست داشته باشن!

فکر نکنيد از رو ناراحتيه لحظه ای اينا رو نوشتم،امروز بهترين خبر ۳-۴ سال اخيرم رو بهم دادن!

/ 27 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
elnaz

اين لحظه خوب رو برای بار چندم بهت تبريک می‌گم!!!

elnaz

چرا می‌ترسی تو را واسه خودت دوست نداشته باشن(منظورت رو درست فهميدم؟!) من که اگه بدونم کسی من رو به خاطر خودم دوست داره، خوشحال هم می‌شم!

elnaz

اِ اِ اِ...من چقدر حرف زدم؟!...ديگه ببخشيد ديگه!!...آخه کلی با اين پست حال کردم!!! يه بار ديگه می‌گم منظورم رو درست گفتم؟؟!!

فاخته

* نويدجان! آروم باش... دريا رو که ديدی؟ الآن حس می کنم اونجوری دوست دارم! همين!

eesa

بابا نظر کلی من اينکه اين حرفا يه چورايی بی خود است ! اوووووَه اینکه این همه هم حرف مث این خانم الناز بزنی راجع بش که دیگه افتضاح(دیکته؟) .. البته شاید چون تیکه تیکه گفت .. <<زندگی بايد کرد» .

alireza

واقعا نميدونم چی بگم ولی خوشحالم که خيلی چيزهارو فهميدی

بهونه

زندگی يه جاده کوهستانی خيلی زيباست که بالارفتن از اون گاهی خيلی سخته ... اين مسير رو تو بايد تنها بالا بری ... گاهی هم همراهی داری ... يه دوست ... يه عشق ... يا فقط يه همراه ... تو اين مسير گاهی تو خسته ميشی ... ميشينی ... گاهی هم دلت ميخواد برگردی همون پائين ... گاهی هم همراهت خسته ميشه ... اين حق مسلم اونه ... بريده / ديگه نميخواد ادامه بده ... اما کوه رفتن وقتی قشنگه که بتونی به قله برسی و از اون بالا به تمام زير پات نگاه کنی و با خودت فکر کنی چه حسی رو از دست دادند اونا که زود بريدن ... اما اون بالا که رسيدی حتما کسانی رو خواهی يافت که اراده ای قوی داشتند و تو دیگه ميتونی به دوستيشون و به همراهيشون اعتماد کنی .

بهونه

از اينکه به من سر زدی ممنونم و از اينکه خوشت نيومد متاسفم / ميخواستم يه کاری کنم که يه جور ديگه ببينم / اما هنوز مايوس نشدم / گاه گاهی سر بزن شايد چيزای بهتری پيدا کردی

بهونه

مرسی که نا اميد نشدی و باز هم به من سر زدی و مرسی از نظراتت ، البته اونچه که تو خوندی فقط بخش اول بود و خیلی چیزهای دیگه هم هست، در مورد عرفان هم مرسی ، ولی من نگفتم با عرفان مخالفم ، من گفتم با شعارهای عرفانی مخالفم ... راستش من با هرجور شعاری مخالفم ، شاید واسه اینه که تو یه مملکتی زندگی میکنیم که دیگه شعار زده شدیم ... در هرحال من بیش از احساس به منطق اعتقاد دارم و معتقدم که هر احساسی هم باید منطق داشته باشه والا فاتحه اش خونده است بعد ها بیشتر مینویسم و خیلی خوشحال میشم اگه باز هم نظراتت رو بخونم

ie iarou

به جرات می گم قوی ترين هوای نفس ما تو اين سن روابط عاطفی مونه.(البته نه در مورد همه ولی اکثرمون) ما خيلی خودمون رو گول زديم و می زنيم.