Fields Of Innocence

I still remember the world
From the eyes of a child
Slowly those feelings
Were clouded by what I know now

Where has my heart gone
An uneven trade for the real world
I want to go back to
Believing in everything and knowing nothing at all

I still remember the sun
Always warm on my back
Somehow it seems colder now

Where has my heart gone
Trapped in the eyes of a stranger
I want to go back to
Believing in everything

دلم تنگ شده.برای اون روزها و شبهايی که بی مزاحم بودم.بی مزاحم بودم که بتونم وبگردی کنم،کتاب بخونم،چت کنم،يه گوشه دراز بکشم آهنگ گوش کنم،بنويسم،با دوستهام باشم،۲ ساعت تلفن حرف بزنم(اونم با شهرستان)،دانلود کنم،روزمرگی کنم و فکر کنم.

کنکور خيلی چيزها رو از ما می گيره و در عوض... .باشه باز هم همون دليلهای خنده دار رو برا خودت بيار.اون جا خالی رو هم برا خودت پر کن.حداقل به خودت که می تونی دروغ بگی.کنکور نه يک پله نه يک سکوی پرتاب،يک اسباب بازی که بزرگترهامون گذاشتن وسط روزمرگيمون.ارزشش رو هم نداره که تو بازی بت سازی کنيم.پس انقدر اسم شريف و تهران و ... رو وسط نيار.هميشه هم روزی رو در نظر داشته باش که بيان بهت بگن سوالها قبل از امتحان لو رفتن و ... .چه جوری می شی؟بهش فکر کردی...؟خيلی خوبه که خدا عادله.

سال ديگه اين موقع با هم نيستيم.باشه من بی معرفتم...ولی دروغگو نيستم!آدمها موجودات خودخواهی هستن و بايد هم باشن،نبايد گدای معرفت بود(معرفت به معنای عاميانه)----چند روز پيش منزل بهمن فرمان آرا مهمونی بچه های هم دبيرستانيش بود.

***

اگر احتمال هم بدهند که اسلام حقه بايد تحقيق کنن.بله!خيلی راحت بود نه؟اين جمله معنی اش اينه که اگه گوينده در تايلند زندگی می کرد هم تحقيق می کرد و اسلام می آورد...عجيب نيست که فقط مسلمونها اهل تحقيق و تفکرن؟!

تو که موندی با کدوم پا قدم به توالت بذاری؛همه چيزت درسته جز اين يه دونه؟مطمئنی اگه چهار تا کتاب بخونی يا بدتر چهار تا غير مسلمون باهات بحث کنن ايمانت رو هم از دست نمی دی؟بی خود جلو نريم.زياد بودن که زدن زير همه چيز.

 

پی نوشت ۱:خط خطی داره به پايانش نزديک می شه!

پی نوشت ۲:کنکور علاوه بر خرخونی مديريت می خواد.

 

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
navyd

آره ولی اون ابراهيم بود/مرسی فاخته جان/اينکه در اين صورت کسی خودخواه نبود از اين ناشی می شه که اصلا همچين کلماتی تعريف نمی شدن!در هر صورت خود خواهی صفت بدی نيست/نه مانا جان،کاملا فهميدم چی گفتی،انگار دارم می جنگم،آخه يکی ديگه هم گفت/اگه ميگم ميرم...؟!چه؟!نفهميدم.

حسام

البته که تعريف ميشدن ولی اهميتشونو از دست می دادن. به نظر من صفت خوبی هم نيست البته بستگی به تعريف داره . ولی الان هر کیو ميبينی ميگه من خود خواهم. يه تریپايی احساس قدرت ميکنن.انگار هر کی خودخواه تر باشه قويتره. اما اين خودخواهی تا وقتی که آدم محتاج نباشه وجود داره. ... . حتما ميدونی که آدم از روی احتياج گدايی می کنه.(البته در اون مورد خاص شايد صدق نکنه). ولی موافقم که آدم نبايد گدای معرفت باشه.آدم بايد طالب معرفت باشه.(معرفت به معنای عاميانه). اونم نه از هرکسی. .... . اگه آدم بخواد همه چيز شدنيه ولی خدا نکنه که نخواد.اونوقت .... . .... و خداوند عادله ....

سامان

من حرف زیای برای گفتن ندارم !فقط از روی تجربه میگم اولاً سعی کن لذتش رو ببری (منظورم پیشدانشگاهی)چون ممکن بود جای دیگه باشی و حسرت یه خنده از ته دل سر کلاس رو داشته باشی و دوماً یادت باشه اگه این اوقات نباشه که آدم کاری رو که دوست داره نتونه بکنه قدر (به قول شاعر) عافیت رو نمی دونه .

!

بعضی وقتها که نوشتهات رو می خونم يه جس خوبی بهم دست ميده

elnaz

آره اون ابرهيم بود! به اون به روش يه پيامبر نشون داد! به من و امثال من هم بارها نشون داده ولی...ولی خيلی وقتها چشمامون رو می‌بندیم!(اينطور نيست؟)/ ایمانی که بخواد با چهارتا نا مسلمون از بین بره، همون بهتر که نباشه! ایمان نیست، حرفه! باد هواست! / امسال هم که تموم بشه یه مرحله ديگه شروع می‌شم! (مرحله سوم!) نبايد توقع داشت همه چيز خوب و شيرين بمونه، همونطور که دوست نداريم شرايط باقی بمونه!

elnaz

يه «بد» جا افتاد! شرايط بد باقی بمونه!

mana

يه چيزی ميگم تو نخون ... نخوني ها ... اون موقع هم دلت برای درس خوندن تنگ شده بوده... (مرغ همسايه ...)

samira

واقعا زندگی این قدر سخته یا ما سختش کردیم؟؟؟؟

حمیدرضا

فکر کنم، جوگیر شدن واسه کنکور بهترینه(یا یکی از بهترینهاست)! بعضی مواقع هم آدم اگر جوگیر باشه بد نیست! البته از بعضی حالتهای دیگه بهتره،نه از همه! ...

حمیدرضا

...حداقل نتیجه ی مشاهده پذیرش!