به همين سادگی

زندگی شاید

      یک خیابان دراز است

         که هر روز زنی

                      با زنبیلی از آن می گذرد    

/ 23 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

سلام ! گاهی وقتها درک اينکه جه جيزی مي خوای بگی برام خيلی سخته ! از قبل تر ها هم همين جوری بوده . البته نمی خوام بگم که از نوشته های ديگت درک خوبی دارم ! ولی در مورد اينجور چيزا کامل هنگ می کنم ! يعنی حتی به خودم جرات حدس زدن هم نميدم ! ها ... !

شهاب

زمبيلی که کم پيش مياد خالی بمونه...مراقب بنجلاش باش...موقع رد شدن نگاهت اونور خيابونم باشه...ممکنه دو سه تا مغازه ی خوب و رد کنی...

نيکو

کپی رايتت کو پس ؟! مگه اين مال فروغ نيست ؟ آره . به همین سادگی .

سميرا

...پيدا کردن هر کدام از آنها(توی شهر به اين شلوغی)بعد از اين همه سال که توی اين شهر نبود و اين همه اسمهای جديد و خيابان های دو طرف ای که حالا يک طرفه شده بودند,کار ساده ای نبود!

نيلوفر

زندگی کدومه؟ زن(به کسر نون)؟ یا خیابونه؟ صدای ناقوس کلیسا می اد! یعنی زندگی تموم شد!؟! خیابون می مونه! هی چی کار می کنی این ورود ممنوعه! تابلو رو نگاه می کنم! نه<زندگی شصت و هفتم>مال خودمه!برو بابا! واسه تو ممنوعه!

elnaz

حالا چرا زن؟ هان؟ منظوری داشتی؟ D:

ruhollah

زندگی شستن یک بشقاب است ( آقامون سهراب )

جوابيه صاب وبلاگ

فکر می کنم اين پست استثنائا نياز به جوابيه نداشته باشه!به جز چند کامنت خوب بقيه بهم ثابت کردن که بد نيست گاهی سيستم نظرخواهی رو بردارم! فقط اين رو بگم که؛چرا!واسه فروغه!نمی دونم چرا انقدر اسم سهراب اومد وسط!

محمد

خیلیم ساده نیست!

تراکم

به دنبال زندگی همه جا گشتم يادم آمد در جيبم گذاشته ام اما افسوس که جيبم هم سوراخ بود