من هم دنيايی هستم

يادمه يه زمانی محبوب ترين نويسنده ام جبران خليل جبران بود.بعد از يک مدتی بدون هيچ دليلی ازش بدم اومد.چند وقت پيش تو کتاب ديوانه اش-که تنها کتابش که نخوندم-يه حکايت جالب ديدم.براتون می نويسم:

- یک روز سگ دانایی از کنار یک دسته گربه می گذشت. وقتی که نزدیک شد و دید که گربه ها سخت با خود سرگرم اند و اعتنایی به او ندارند. وا ایستاد. آنگاه از میان آن دسته یک گربه درشت و عبوس پیش آمد"ای برادران دعا کنید؛ هرگاه دعا کردید و باز هم دعا کردید و کردید آنگاه یقین بدانید که باران موش خواهد آمد."سگ چون این را بشنید در دل خود خندید و از آن ها رو برگرداند و گفت" ای گربه های کور ابله, مگر ننوشته اند و مگر من و پدرانم ندانسته ایم که آنچه به ازای دعا و ایمان و عبادت می بارد موش نیست بلکه استخوان است."

 

همين.

/ 10 نظر / 11 بازدید
آدينه بوک

سلام. به فروشگاه اينترنتي کتاب و CD آدينه با تحويل رايگان هم سر بزنيد.

roya

مثل هميشه عالی....

هدا

اگه تونستی همين الان بگی آ يه جوری که اونی که بهش گفتی آ بشنوه و بفهمه آ يعنی چی! آخه من تونستم

من همونم كه برات نوشتم دوست يه ابزاره...

امسال داره تموم ميشه. از يکی شنيدم که ميگفت سال خروس بدترين ساله. ولی ترجيح ميدم به مزخرفات توجه نکنم. ولي... ميدونم که تو اين يه سال نظرت راجع به من خيلی تغيير کرده ولی... راستي فاصلمون تو اين يه سال زياد شده ولي... بعضي وقتها واقعا بهت غبطه مي خورم ولي... راستي من هنوز سر حرفم هستم هرچند كه در عمل مشكلات خيلي زياده ولي... (اين ولي ها رو براي خوشگلي ننوشتم ولي شايد خيلي هم فرق نكنه)

هدا

راستی بالاخره تونستی بيای؟

معين

اونچيزی که از دعا و ... به وجود مياد نه استخونه نه موش، يه کم آرامشه...(منم از ظن خود شدم يار دعا!!!)

elnaz

هر وقت به چیزی احتياج داريم، دعا می‌کنيم! موجودات پستی هستيم! (خودم رو می‌گمااا! فعلش جمع شد، ببخشيد!)

elnaz

دزدی؟ / قالب عوض می‌کنی، خب عوض کن! ولی فکر چشمهای ما هم بکن!

mojtaba

من با الناز مخالفم! طولانيه! نمی نويسمش. ولی مگه بده! مگه راه بهتری هم هست! ( برای بحث موضوعه خوبيه ! ) راستی يکی می گفت که اگر آدمها همديگر رو می شناختند حتی در تشييغ جنازه همديگر هم حاضر نمی شدند !