شايد که آينده

ما را متهم می کنند به داشتن مذهب موروثی و کسی آنها را متهم به لامذهبی موروثی نمی کتد.تاثیر گذاری محیط روی عقاید افراد موضوعی تکراری است ولی من به این مورد در سطحی بسیار بالاتر معتقدم.تا حدی که تمام ایدئولوژی های شخص رو تاثیر گرفته و بهتر بگم بوجود اومده از عوامل متنوع محیطی می دونم.حال این عوامل محیطی شکل های متنوعی دارند؛کتاب،عقاید خانواده،بحثهای عقیدتی که شخص در اونها حضور داره و ... .تمامی این عوامل جزء داشته های فرد محسوب می شن که باید در شکل گیری عقاید شخص موثر باشن ولی؛مشکل دقیقا همین جاست!اول اینکه حداقل در نسل ما این داشته ها بسیار کمند و دوم اینکه تلاشی برای به ثمر رسوندن این داشته ها صورت نمی گیره.اینجاست که به معضلی بسیار عقبتر از بحران هویت می رسیم:بحران ایدئولوژی؛بحران جهان بینی.

بیایید فقط قسمت کاربردی این بحران رو در نظر بگیریم.

همه مان می دانیم جو سیاسی و عقیدتی در دانشگاههای امروزمان حاکم نیست.عرصه در حدی خالی است که عده ای در اطراف ما برای پر کردن آن سعی می کنند از کوچکترین موضوع ها تشنجی به پا کنند که شاید کمی دیگران رو به خودشون بیاره و نشان بدهیم که نسل پدرانمان چیزی بیشتر از ما نداشتند.واقعیت همین است؛اونها چیزی بیشتر از ما نداشتند  فقط خیلی راحتتر به گروهها متمایل می شدند:توده ایها و مجاهدین و پیروان خط امام و ... .

حال موضوعی در این میان بسیار جالب است.پسر یا دختر ۱۸-۱۹ ساله ای که تا به حال تماما سرش به کتابهای کنکور و صد البته سخنان گران بار پدر و مادر گرامش بوده همان ابتدا که به دانشگاه می آید شروع به موضع گیری های سیاسی و تبلیغات و... می کند.خوب طبیعی است.همیشه عده ای از آن طرف می افتند!

گور پدر سیاست!خودمان را بنگریم:

For a hill people kill;Why? They do not know

نبود همین ایدئولوژی است که می گذارد چهار تا جوان از خدا بی خبر را با فرستادن آهنگران به جبهه ها،تو دل دشمن بریزن و بعدا اسمشون رو بذارن شهید.نبود همین ایدئولوژی است که با دیدن یک فیلم هندی که مردی به خاطر مریض بودن پسرش ۳۰ نفر آدم رو تو بیمارستان گروگان می گیره به این فکر می افتی که اگه تو هم جاش بودی این کار رو می کردی یا نه؟و حتی نبود همین ایدئولوژی است که با رتبه ی ۴۰۰ کنکور نمی دونی بری صنایع شریف بخونی یا برق خواجه نصیر.آره جونم!

Take a look to the sky just before you die;It's the last time you will

...

ببخشید وقتت رو گرفتم،به کارت برس؛مثل همیشه!

 

پی نوشت:خسته شدم بس که به خودم و بقیه تلنگر زدم.خودم می دونم!باید سعی کنم تغییر فاز بدم!

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۸