عزاداری(۲)

ادامه:

با یک نفر دیگه که درباره ی دلیل عزاداری صحبت کردم بهم گفت دنبال دلیل نگرد.مردم به خاطر عشقشون به امام حسین(ع) این کارها رو می کنن و کاری که از روی عشق باشه می دونید که دلیلی براش وجود نداره(به جز عشق!).به نظر من این کاملاً منطقیه و هیچ اشکالی هم بهش وارد نیست ولی اگر این جور باشه مطمئناً کسی نباید برای گریه کردن سعی بکنه(واضحه!)جوابش اینه که توی احادیث به عزاداری و گریه کردن سفارش شده و حتی اومده که یک قطره اشک برای امام حسین کلی گناه رو پاک می کنه!اینجا باز هم به همون اختلاف همیشگی می رسیم که بعضی ها احادیث رو قبول ندارن!پس نمیشه برای همه حکم قاطع داد!(به زبان دیگر اینجا کم میاریم!البته می شه درباره ی صحت حدیث بحث کرد)

عزاداری ها سطح های مختلف داره.سطح عادیش همونه که معمولاً دیده می شه و به دور از هر گونه هیجانه!منظورم اینه که فقط به گریه و سینه زنی محدود می شه.ولی حرف من درباره ی سطح های بالاتره.من شب آخر (با دوچرخه از یوسف آباد تا میدون حر ساعت 10:30 شب!)به مراسم عزاداری مدرسه رفتم که عزاداری مردم رو تماشا کنم(که دیگه متاُسف نباشم!)برای صحبتم از یک تشبیه استفاده می کنم.(امیدوارم به کسی برنخوره)به نظرم بعضی از این مراسم شباهت خیلی زیادی به کنسرتهای متال داره!جا خوردید؟!حالا می گم چرا...اول هر دوی این مراسم مردم حالت عادی دارن.کمی که می گذره از خودشون بی خود می شن.دیگه حالشون رو نمی فهمن.تو کنسرت گیتار خرد می کنن و تو مراسم عزاداری تو سر و کلٌه ی خودشون می زنن.(بعضی وقتها با مشت!)حالا من اصلاً کاری به مراسم قمه زنی ندارم...بعد از مراسم هم همه به حالت عادیشون بر می گردن.حالا می خوام بررسی کنم.توی کنسرت متال نوع آهنگ و ریتمشه که باعث می شه اون احساس به آدما دست بده.ولی تو مراسم عزاداری چی؟!...

ادامه دارد---->

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٢