عزاداری(۱)

سلام

قرار بود درباره ی عزاداری بنویسم.مطمئنم که آخر سر عمراً هیچ کس باهام موافق نیست ولی خوب نظر منه و برای خودش محترم!خوشحال می شم نظراتتون رو چه اینجا چه تو مِیلاتون ببینم.یک سری هم از اینها ناراحت می شن.ولی چون من به آزادی بیان اعتقاد دارم هر چی بخوام می نویسم(به مقدسات هم توهین نمی کنم!)

مدت زیادی نیست که از مراسم عزاداری محرم می گذره.من تا به حال تو این مراسم شرکت نکرده بودم(متاُسفانه البته)برای همین برام یه سری چیزا جدید بود.

مهمترین چیزی که این وسط وجود داشت این بود که هدف از عزاداری چیه و این همه مردم برای چی عزاداری می کنن.خوب من با خیلی ها صحبت کردم.یکی از این صحبتها رو می تونید اینجا ببینید(من جاتون بودم می خوندمش)

اگر متنی که لینک دادم رو خوندی اینجا رو هم می تونی بخونی:توی این متن جایی که جنبه ی اجتماعی بررسی شده یک اشکال وجود داره و اون هم اینکه گفته شده عزاداری برای فاجعه ی کربلا خودش تبلیغی برای ارزشهای انسانی است.این گفته برای کسی است که دارد از بیرون به موضوع نگاه می کند.یعنی اینکه مثلاً برای جامعه ی اسلامی بسیار خوب است که تبلیغات برای ارزشهای انسانی صورت بگیرد ولی آیا آن کسی که عزاداری می کند بخاطر جامعه ی اسلامی این کار را انجام میدهد؟خیر!هیچ وقت این طور نیست.این فایده برای شخص عزادار وجود ندارد-و شاید اصلاً به این موضوع فکر هم نکند-این مورد از فوایدی است که به جامعه می رسه و بعید می دونم کسی (البته به جز قدرتها) با این دلیل مشغول به عزاداری بشه.من که به شخصه حاضر نیستم به خاطر جامعه عزاداری کنم.

اگر عزاداری ها نقش یادآوری برای انسان داشته باشه(ارزشهای انسانی)مطمئناً چیز مفیدیه ولی آیا تو این مورد باز هم نیازی به اینکه سینه بزنیم هست؟بعید می دونم.چون این سینه زدنها نیست که مارو به یاد واقعه ی کربلا می ندازه...(تابلوِ چی می خوام بگم)

در ادامه ی متن اومده که عزاداری صف کشی در مقابل بدی(یزید فعلی)است.من این رو فقط به عنوان یک نماد قبول دارم.نماد بیزاری از شر.ولی آیا این نماد دردی رو دوا می کنه؟شاید فقط خود انسانهای عزادار از دیدن این نماد تغییراتی بکنن(واضحه چی می گم؟!)مطمئن هم هستم که این صف کشی مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی(و مخصوصاً انگلیس) نیست!

درباره ی اینکه چه جوری عزاداری باعث نزدیکی دل انسان به خدا می شه هیچ اطلاعی ندارم برای همین فعلاً چیزی دربارش نمی گم(البته تجربه داشتم ولی منشاُ رو نمی دونم)

اون قسمتی که قرار به بعضی ها بر بخوره باشه برای بعد...!

ادامه دارد---->

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٠