چهارشنبه سوری(۱)

سلام

باز هم یه چهارشنبه سوری دیگه.من واقعاً چهارشنبه سوری که می شه هم خیلی حسودیم می شه هم خیلی حرص می خورم!برای این حسودیم می شه که بقیه از این روز لذت می  برن ولی من هیچ لذتی ازش نمی برم.آخه جدی نمی فهمم که چه لذتی داره که یه صدای وحشتناک ایجاد کنی که حتی خودت رو هم بترسونه.قبلاً خودم هم چهارشنبه سوری یه کارایی می کردم ولی واقعاً فقط برای این بوده که مثل بقیه باشم و کم نيارم و الٌا مطمئنم هیچ لذتی برام نداشته. باید حتماً یک بار از یه نفر که نارنجک می زنه بپرسم که برای چی این کار رو می کنه...کی میدونه شاید قانع شدم!چهارشنبه سوری یه تیکه‌ی باحال داره که باز قابل تحمله!بزن برقص آخرش رو می گم!ولی حیف که فقط پسرا می رقصن!

اول می خواستم یه مقاله درباره‌ی اینکه چرا جوونا اینجوری می کنن بنویسم ولی بعد دیدم هیچی در این باره نمی دوونم.ولی حدسم اینه که یه عقده است( به کسایی که نارنجک می زنن برنخوره،فقط یه حدس و یه نظره!)

حالا یه چیزه جالب امروز شنیدم که از صحتش خیلی اطمینان ندارم.می گن شهرداری گفته که امسال به جای جمع شدن تو کوچه ها همه برن پارکها و هر کاری می خوان اونجا بکنن(البته نه هر کاری!)خیلی باحاله...می خوان یه کار مسخره رو قانونمندش بکنن.البته مطمئناً شهرداری برنگشته بگه که بیاین تو پارکها نارنجک بزنید ولی خوب آدمهایی که پا می شن میرن پارک مطمئنم که برای پریدن از روی آتیش یا خوردن آجیل چهارشنبه سوری نمی رن اونجا!راستی بزن برقصها هم می خواد قانونمند بشه!(این شهردار هم زیادی داره گنده می شه ها،فکر کنم یه خبراییه!)

امشب برای دیدن مردم هم که شده شاید برم بیرون.می دونید چند ساله چهارشنبه سوری بیرون نرفتم؟!(ولی حتماً قبل از رقص و ... بر می گردم خونه!)

از آریوشکای عزیز هم که زحمت لوگوی اینجا رو کشید ممنونم.

درباره‌ی جمله ها هم می خوام یک کم منتخبتر عمل کنم!جدی تازه داره وبلاگ نوشتن دستم میاد.

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢٦