خاطرات يک المپيادزده(۱)

سلام

یکی از دلایلی که این وبلاگ رو درست کردم این بود که دلایلی که برای کارهام دارم رو بنویسم تا یادم نره.یکی از مهمترین این مسائل که ذهن من رو به خودش مشغول کرده بود المپیاده.حالا می خوام از اول تمام چیزایی که برام اتفاق افتاده و به المپیاد مربوط می شه رو بنویسم.دلیلی هم نمی بینم که بخوام اینجا دروغ بگم پس اگر خیلی از خودم تعریف کردم بدونید که واقعاً از نظر خودم اینجوریم!

بچه ها تو مدرسه علامه حلی یک کم زیادی مغرور می شن و خیلی خودشون رو خدا می دونن!من هم تو راهنمایی تا یه حدی اینجوری بودم!

همه چیز از روزی شروع شد که نمره‌های امتحان ترم اول شیمی رو دادن!نمره های بچه ها افتضاح بود و نمره‌ی من اون وسط خیلی تو چشم می زد:بیست!مثل هر بچه ای که نمره‌ی خوب گرفته خوشحال بودم و این نمره تا حدی من رو به طرف شیمی کشوند.حالا این نمره‌های بالای من تو شیمی هم تمومی نداشت.سال دوم هم اتفاقی شبیه سال اول افتاد و من به شیمی خیلی بیشتر از قبل امیدوار شدم.البته نمره‌های دیگم هم همینجوری بود ولی توی شیمی برای خودم رقیبی نمی دیدم!(شاهد این ادعا هم اینه که تو دو و نیم سال راهنمایی رتبه ام تو مدرسه از چهار بالاتر نرفت)از اون موقع به المپیاد شیمی فکر می کردم  و با معلمهای شیمی درباره ی المپیاد حرف می زدم.سال سوم با اومدن یه معلم مزخرف،شیمی تو مدرسه خیلی شل گرفته شد ولی من هنوز هم رو المپیاد حساب می‌کردم.

گذشت و ما وارد دبیرستان شدیم.شیمی سال اول خیلی چیزه چرتیه برای همین من نمی تونستم نمره هام رو ملاک بذارم.در حالی که هنوز هم نمره‌هام عالی بود و بچه ها البته به شوخی خوب بودن شیمی من رو دست گرفته بودن و تیکه هایی نثارم می کردن!معلم شیمی‌مون هم گهکاه درباره‌ی المپیاد باهام صحبت می کرد و تشویقم می کرد که بیشتر کار کنم.سال اول من کلاس پژوهشیم رو هم شیمی رفتم ولی بعد از یه مدت ولش کردم چون هم معلم های شیمی مدرسمون مزخرف بودن و هم اینکه از دوستام هیچ کس تو کلاس نبود و هیچ جذابیتی برام وجود نداشت .گذشت و به امسال که من دوم هستم رسید.چون عاقلتر از قبل شده بودم عمیقتر به قضیه نگاه کردم!بعد از کلی صحبت با معلمها و کسایی که قبولشون داشتم به این نتیجه رسیدم که برم برای المپیاد فیزیک بخونم!حالا می گم چرا...من بعد از کلی فکر کردن تازه فهمیدم که علاقه ام به فیزیک خیلی بیشتره.بعد از اون هم یه چیزی.فرض کردم که برم شیمی و طلا رو هم بگیرم.بعدش چی؟من که نمی خواستم بعداً شیمی بخونم پس یه جورایی اینایی که خوندم به درده بعد از المپیادم نمی خورد.حالا اگه طلا رو هم نمی گرفتم(که احتمالش ضعیف بود!)اینایی که خونده بودم دیگه به هیچ دردم نمی خورد.حالا یه سری ملاکهای دیگه هم وجود داشت که خیلی دخیل نبود.در هر صورت تصمیمم رو برای المپیاد فیزیک قطعی کردم.

ادامه دارد---->...

 

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢۱