چند پرده II

پیش نوشت:چند پرده I رو خوندی که اینو می خونی؟!

اتفاق اول این است:
ما ریاضی ۱ می خوانیم،دینامیک سیالات می خوانیم،طراحی مکانیزم می خوانیم،علم مواد و شیمی معدنی و آناتومی بدن و اصول فیلمنامه نویسی و عکاسی پیشرفته و مدیریت بازرگانی و اقتصاد مهندسی و ... می خوانیم.صبح تا شب اگر چیزی بخوانیم اینها را می خوانیم.گاهی رمانی ورق می زنیم و به وبلاگی هم سر می زنیم.گاهی بحثی هم می کنیم و چهار تا اصطلاح هم می شنویم.
همه ی مشکل اینجاست که زندگی ما در اینها نمی گذرد،صحبتهای ما به اینها نمی گذرد،دغدغه ها و مشکلات ما به اینها نمی گذرد و باز هم صحبتهای ما به اینها نمی گذرد.
ما نمی دانیم چه ها نوشته اند،ما نمی دانیم چه ها گفته اند،ما نمی دانیم بر سر موضوعات مختلف چه تلاشهایی کرده اند...ولی باز هم می گوییم و ما نمی دانیم.
حرفهای ما از خیالبافی ها و تجربه های ناقص ماست؛ ولی مگر تجربه ی غیر ناقص هم داریم؟ ...ولی باز هم می گوییم و نمی دانیم.
قبلا حرف از تفاوت صحبتهایی زده بودم که از پایین منبر می آیند یا از بالای منبر.همچنان بر صحبتم تاکید دارم ولی می خواهم نکته ای را هم به آن اضافه کنم.حرف بر سر این بود که شنونده دقت کند که صحبت از بالای منبر می آید یا پایین آن.امروز می خواهم بگویم گوینده باید خیلی بیشتر دقت کند.از پایین منبر برای خودت بگو یا درد دل کن یا مشاوره بخواه یا... هدایت نکن.
زمانی اشتباه می کردم.زمانی اشتباه می کنید یا می کردید.
چه کنیم؛ دوست داریم بگوییم و، می گوییم!به قولی کی به کیه!در پرانتز بگم:(یکی از نوشته هایی که جرات نکردم پست بکنم درباره ی این بود که وقتی همه ی اطرافیان زن بگیرند یا شوهر بکنند از شر نصف این بدبختیها راحت میشیم!)
ادامه دارد...!

پی نوشت ۱: خاک بر سر من! منظور از شخصی نوشتن بستن کامنتها نیست!
پی نوشت ۲:چقدر فیلم درخت گلابی را به موقع دیدم و دوست داشتم.

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢۸