بهترین دوست بی تفاوت

چندی پیش مقاله هایی در شهروند امروز چاپ شد در باره ی اینکه مهم نیست کتاب می خوانید یا نه.نوشته ها انقدر خوب و مفید بود که هنوز هوس نوشتن درباره ی کتاب و کتاب خوانی از سرم نیفتاده است!

دو نکته را می خواستم ذکر کنم که از دومی به خاطر شباهت های زیادش به پست «الاغ عزیز» می گذرم و دوباره خواندن آن را توصیه می کنم!این نکته تاکید بر موقعیتی دارد که شما مفاهیم مورد نظر کتاب را درک هم کرده باشید؛ بحث به آنجا باز می گردد که آیا در نوع زندگیتان تاثیری هم دارد یا خیر که جواب من را اگر بخواهید این است که معمولا خیر.فقط می توانید از مفاهیم آن در جهت خلق استفاده کنید .برای مثال می توانید با خواندن کتابی درباره ی موسیقی مدرن، هر جا موضوع بحث یه سمت مدرنیسم رفت درباره ی موسیقی مدرن حرف بزنید.یا می توانید مقاله ای درباره اش بنویسید یا...صد البته از آن به بعد می توانید موسیقی مدرن را فهم کنید که متاسفانه من در همان پست فراموش کردم که حرفی از عمل فهم کردن بزنم.

نکته ی اول درباره ی چگونگی خواندن کتاب است.خواندن هر نوع کتابی فرهنگ خاص خود را دارد.مسلما برای خواندن یک رمان روان نیازی به خط کشیدن یا نکته برداری نیست ولی وقتی با یک کتاب ثقیل مواجه می شویم مطمئنا نمی توانیم اولا با همان سرعت رمان خوانی کتاب را به پایان ببریم دوما هم نمی توانیم با همان تمرکز اندک خواندن را پیش ببریم و امیدوار به فهم کامل آن باشیم.مگر اینکه قرار باشد نام کتاب را به کلکسیون کتابهایی که خوانده ایم اضافه کنیم یا نامش را در 360 بنویسیم!! همین موضوع یعنی رعایت نکردن فرهنگ به خصوص خواندن هر کتاب به نظر من مهمترین عامل نصفه گذاشتن کتابهایی است که به دست می گیریم و گویا این اتفاق این روزها بسیار شایع شده است.

 

پ ن: خط خطی چهار ساله شد!

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٦