الاغ عزيز

موضوع بر سر مشخص کردن اینکه چه چیز خوب است و چه چیز بد،نیست؛بحث چهارچوب های اخلاقی هم مطرح نیست و اصلا قصد ارشاد در میان نیست.

موضوع یک تحیر است.تحیر از اینکه چه طور علم و دانایی به این سادگی از مشخصات خوب انسانها شمرده می شود.

...علم و دانایی از مشخصات خوب انسانها شمرده می شود.

نتیجه ی بحث هم قرار نیست این باشد که خوش به حال خر.

...خوش به حال خر.

علم بهتر است یا ثروت را یادمان هست.توانا بود هر که دانا بود را نیز به همین صورت.ولی شاید آدمها عوض شده اند.شاید هم روزگار عوض شده است.شاید هم آدمها.ولی آن چه می بینیم دیگر با این حرفها نمی خواند.از اول هم نمی خواند،دیگر نمی خواند،حتما.

دانایی آدمها کاربردی ندارد.کم کاربرد دارد.کمتر از آن چیزی که اصالت یافته است.گفته اند و شنیده ایم؛ علمی که به عمل نیاید ارزش ندارد.بیایید با هم در زندگیتان بگردیم...گفته اند و شنیده ایم؛ تشخص هر انسان از انتخابهای او شکل می گیرد.بیایید در زندگیتان بگردیم...نیست انتخابی که از داناییهاتان که حاصل مرارت و تجربه تان است سود برده باشد.هست،کم است؛نیست.

بیایید در زندگیتان بگردیم.

این همه تحلیل، این همه علم جویی، این هم تجربه پذیری.نتیجه اش قابل بیان نیست.هست،نیست،هست؛زندگی سگی.نتیجه اش شکایت از وضع موجودی است که حاصل همان انتخابهای از روی تحلیل و علم و تجربه است...من می دانم چرا...آدمها می ترسند،اکثر آدمها می ترسند.

اکثر آدمها می ترسند.

من هم می دانم چرا؛اینکه علم و تجربه و تحلیل نا متناهی اند.هیچ وقت داده ها کافی نیست و این ارزشش را تا حدی زیر سوال می برد.تماما زیر سوال می برد.تا حدی زیر سوال می برد.

تا حدی زیر سوال می برد.

لذت خلق از لذتهای اصلی شمرده می شود.لذت خلق هر موجودی.می تواند حرف باشد،می تواند نقاشی باشد،می تواند لامپ باشد و می تواند حرف باشد.خلق تخصص می خواهد.خلق اثر ماندگار تخصص می خواهد.

خلق اثر ماندگار تخصص می خواهد.

تخصص یعنی داشتن علم،تجربه و قدرت تحلیل موضوع مربوطه.پس دانایی به حق اصالت یافته است،ما درک نکردیم.

ما درک کردیم.

 

*مدتی است که زندگی خوبی دارم!شاید بهترین زندگیم در این چند سال.

**عده ای حق ندارند خود را مخاطب این متن بدانند چون مخاطب نیستند.عده ای که من با تمام وجود برای زندگی خوبشان خوشحالم!جدا!

***همان آرزوهای قدیمی را این بار برای وبلاگ نیما و علی می کنم!موفق باشید!

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٥


ما،آدمها

یا هممون آدمیم،یا هیچ کدوممون.یا هممون انسانیم،یا هیچ کدوممون.

فرق گذاشتن بین آدم و انسان،آدم رو انسان نمی کنه.

هر کدوممون یه جوری آدمیم.ولی اگه قراره آدم نباشیم هممون با هم؛یه جور،آدم نیستیم.

هیچ فرقی با هم ندارن،اتفاقات است و برخوردها و حالت های موقت؛همین.

 پ ن: خانه تکانی در کار نیست،خیلی وقت است که باید رنگ اینجا تیره می شد.

  
نویسنده : نوید ; ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٢