حمالان پوچی

سلام(خيلی وقت بود اينجا سلام نکرده بودم)

نمی دونم؛ اين قضيه خيلی پيچيدست!مدتها پيش می خواستم دربارش بنويسم ولی نوشتن درباره ی پيچيده ترين موضوعی که تو عمرت ديدی خيلی شهامت می خواد!

اصلا سعی نمی کنم تعريفهام رو بيارم وسط و چيزی رو شرح بدم.شايد در آينده که علمم بيشتر شد اين کار رو کردم.می خوام يه سری نکته بگم که خوب به نظر من درستن ولی نه با اطمينان کامل.نظرهاتون هم خيلی می تونه مفيد باشه،همونطور که در پست قبلی بود. 

۱.((يادت باشه که عشق نيرويي هست بالاتر از فکر احساس و غريزه ولي آدم وقتي عاشق ميشه هر سه اينها رو در عشق دخالت ميده خصوصا غريزه رو و براي همين هميشه به فکر وصال جسمي هست آدم از لحظه اي که عاشق ميشه با بسته شدن نطفه عشق به وصال معشوق رسيده اما مشکل از اونجا شروع ميشه که عاشق ميخواد جسم معشوق رو به دست بياره و اگر جسمش رو به دست نياره ميگه شکست خوردم در حالي که خود حالت عشق از زمان و مکان بي نياز هست ولي پاي احساس فکر و غريزه که مياد وسط همه چيز خراب ميشه....))

به نقل از آقا کوروش

يه چيزيش رو خوش ندارم قبول کنم،هر جا ((احساس)) ديديد حذفش کنيد!

۲.((عشقهايی کز پی رنگی بود                    عشق نبود عاقبت ننگی بود))

به نقل از مولوی

يعنی اصلا هيچی،يعنی نصفتون بريد بميريد،يعنی هوووو خودت رو گول نزن،يعنی حالا می تونيد همه چی رو از اول شروع کنيد!

۳.دو جمله با يک مضمون که اوليش واسه پائولو و دومی تو يه وبلاگ بود:

الف.عشق مثل يه شاخ گل زيبا می مونه؛اگه تو باغ باشه می تونی هميشه ببينيش و ازش لذت ببری ولی اگه بچينيش مجبوری پژمرده شدنش رو هم ببينی.

ب.عشق مثل يه قطره جيوه است رو کف دست؛اگه سعی کنی دستت رو ببندی و بگيريش از لای انگشتات سر می خوره و می ريزه!

۴.عشق اينترنتی!خودتون رو گول نزنيد بيخود!اگر هم عاشق باشيد عاشق آدم نيستيد!عاشق يه صفحه ی قشنگ و رنگارنگيد که براتون هر چی می خوايد نشون ميده.

۵.نه بهونه جون!مخالفم:

(( آقا تو نميتونی کسی يا چيزی رو دوست داشته باشی که هميشه عذابت ميده ... ))

نه!می تونم و می تونی.

((...وجنس مخالف و...))

نه!ديگه اين حرف رو نزن!به قول يکی((عشق يه احساس بين دو تا روحه که نه جنس می شناسه نه سن))

دوست داشتم خيلی با قدرت بيشتری حرف می زدم!نمی تونم و الا خيلی چيزای ديگه می گفتم.

۶.من به عشقهای لحظه ای خيلی اعتقاد دارم!اینجا خيلی کلمه ی عشق رو به کار بردم!تو حرف زدنم اين قدر جرات ندارم!

۷.عشق رو با دوست داشتن يکی نکنيد و ازش استفاده کنيد؛اول ازش استفاده کنيد و بعد با دوست داشتن يکيش کنيد.

۸.يه معيار براتون می گم که اگه احساس می کنيد عاشقيد خرد و خمير شيد!به خودتون می گيد عاشق،يعنی اعتقاد داريد که يه موضوع احساسی وسطه،حالا من يه سوال ازتون می پرسم:چرا وقتی مشغوليت فکری داريد فراموشش می کنيد؟(چوب زدم!)نگو نه که اصلا بدم مياد!پس يک کم شک کنيد که شايد با يه موضوع فکری طرفيد نه احساسی.

۹.عشق کوره،نه بيشتر نه کمتر،چون معادله انگليسيش هم دقيقا همينه!

ديگه چيزی نمی گم.شايد بعدا بيشتر برم رو مختون!آخه می دونيد درس دارم

  
نویسنده : نوید ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/۱۳